خرید بک لینک
تمامِ خانه، پیچِ کوچه ها، طولِ خیابان را    ... به یادت کوه ها و دشت ها را و بیابان را    ...   برایِ دیدنِ چشمت، دلم تنگ است و دنیا تنگ شبیهِ برّه ای کوچک که گُم کرده ست چوپان را   خدا با دیدنِ چشمانِ اشک آلودِ من امروز    - برایِ حسِ همدردی فرستاده ست باران را   نه آغوشی، نه حتی پاسخِ گرمِ سلامم...، آه چگونه حس نباید کرد سرمایِ زمستان را؟!*   تو وقتی می رسی که فرصتِ لب باز کردن نیست و در خود می کُشم من آرزوهایِ فراوان را   نگاهم می کنی؛ چون کوه، سَرسختم ولی چشمم- گواهی می دهد آرامشِ ماقبلِ توفان را!   میانِ خانه عطرِآشنایی دور پیچیده و باد آورده از آغوشِ سبزت بویِ ریحان را   و من که عاشقِ سرسبزی و کوه و دَر و دشتم- ندیدم بی تو مدت هاست گل ها را، گیاهان را   میانِ بازوانت خلوتِ امنی فراهم کن برایم فاش کن آن عشقِ پنهان در گریبان را   تو بینِ خواب هایم با پرستو کوچ خواهی کرد و من از صبح تا شب، یکّه و تنها کلاغان را...!!

برچسب: نویسنده: یلدا صمیمی تاريخ: دوشنبه 22 آذر 1395 ساعت: 3:44

.خدا بال و پر و پروازشان داد ولی مردم درون خود خزیدندخدا هفت آسمان باز را ساخت ولی مردم قفس را آفریدند 

برچسب: قفس,قفسه سينه دمبل,قفسه فلزی, نویسنده: یلدا صمیمی تاريخ: يکشنبه 14 آذر 1395 ساعت: 19:36

هر که بر ما می رسد گوید که یارت یار نیست ناز عشقش را مکش زیرا که او دلدار نیست از سر بالین من برخیز ای نادان طبیب!!!دردمند عشقم و درمان به جز دیدار نیست ناخدا در کشتی ما گر نمی باشی مباشتا خدا در کار باشد ناخدا را کار نیستمطربا تا کی مخالف میزنی این چنگ رایا که من مست شرابم یا که تارت تار نیست!!

برچسب: گوید که یارت یار نیست, نویسنده: یلدا صمیمی تاريخ: يکشنبه 14 آذر 1395 ساعت: 19:36

ای دل ز زمانه رسم احسان مطلب
وز گردش دوران سرو سامان مطلب
درمان طلبی درد تو افزون گردد
با درد بسازو هیچ درمان مطلب

** خیام **

تصاویر زیباسازی نایت اسکین

برچسب: زمانه,زمانها در انگلیسی,زمانه سریال, نویسنده: یلدا صمیمی تاريخ: يکشنبه 14 آذر 1395 ساعت: 19:36


گفته بودی که چرا محو تماشای منی
آنچنان محو که حتی مژه بر هم نزنی

مژه بر هم نزنم تا که ز دستم نرود
ناز چشم تو به قدر مژه بر هم زدنی

برچسب: مژه بر هم زدنی,مژه بر هم زدنی فریدون مشیری,قد مژه برهم زدنی, نویسنده: یلدا صمیمی تاريخ: يکشنبه 14 آذر 1395 ساعت: 19:36

کاروان آمد و دلخواه به همراهش نیست با دل این قصه نگویم که به دلخواهش نیست کاروان آمد و از یوسف من نیست خبر این چه راهی است که بیرون شدن از چاهش نیست  ماه من نیست در این قافله راهش ندهید کاروان باز نبندد ، شب اگر ماهش نیست نامه ای هم ننوشته است ، خدایا چه کنم گاهش این لطف به ما هست ولی گاهش نیست  ماهم از آه دل سوختگاه بی خبر است مگر آیینه ی شوق و دل آگاهش نیست یارب آیینه ی او لطف و صفاییش نماند یا بساط دل بشکسته ی من آهش نیست  تا خبر یافته از چاه محاق مه من ماه حیران فلک جز غم جانکاهش نیست داشتم شاهی و بر تخت گلم جایش بود حالیا تخت گلم هست ولی شاهش نیست  تخت سلطان هنر بر افق چشم و دل است خسرو خاوری این خیمه و خرگاهش نیست  "خواهش اندر عقبش رفت و به یاران عزیز" باری این مژده که چاهی به سر راهش نیست  شهریارا عقب قافله ی کوی امید گو کسی رو که چو من طالع گمراهش نیست

برچسب: نویسنده: یلدا صمیمی تاريخ: يکشنبه 14 آذر 1395 ساعت: 19:35

زمانه دادش مکر دلی فرزانه را آن کس به جفا کشت دل دیوانه را  ارزان مگسان شدن بود حق اوشمعی که سوزاند دل پروانه را  ☆☆ شعر از خودم ☆☆

برچسب: پروانه,پروانه معصومی,پروانه سلحشوری, نویسنده: یلدا صمیمی تاريخ: يکشنبه 14 آذر 1395 ساعت: 19:35

نه کورسوی چراغی نه ردّ پای کسی دلم گرفته خدایا! کجاست هم نفسی؟ تو رفته ای و برایم نمانده میل وجود... چنان که از سر اکراه می کشم نفسیچگونه زار نگریم؟ که آدمی زادم...دوباره سوخت بهشتم در آتش هوسیدلم گرفته خدایا چگونه می شد اگرنه بند قافیه بود و نه تنگی قفسیدل شکسته ی ما هم جکایتی دارد :هزار تکّه و هر تکّه اش به دست کسی سیّد محسن خاتمی

برچسب: هزار تکه شد این من,پازل هزار تکه ایتالیایی,کتاب ماه هزار تکه, نویسنده: یلدا صمیمی تاريخ: يکشنبه 14 آذر 1395 ساعت: 19:35

به شانه ام زده ایکه تنهائی ام را تکانده باشی !به چه دلخوش کرده ای ؟!تکاندن برف از شانه های آدم برفی ؟! 

برچسب: آدم برفی,آدم برفی فیلم کامل,آدم برفی در فال قهوه, نویسنده: یلدا صمیمی تاريخ: يکشنبه 14 آذر 1395 ساعت: 19:35

خسته شده ام توان برایم بفرست 
دلگیر نشو زمان برایم بفرست 

نگذار که گوشه ی قفس خاک شوم 
یک تکه از آسمان برایم بفرست 

برچسب: یک تکه آسمان,یک تکه آسمان کلنگی,میخواهم یک تکه آسمان کلنگی بخرم, نویسنده: یلدا صمیمی تاريخ: يکشنبه 14 آذر 1395 ساعت: 19:35

ما چون دو دریچه روبروی همآگاه زهر بگو مگوی هم هر روز سلام و پرسش و خنده هر روز قرار روز آینده عمر آینه بهشت، اما…آهبیش از شب و روز تیر و دی کوتاهاکنون دل من شکسته و خسته ستزیرا یکی از دریچه ها بسته ستنه مهر فسون، نه ماه جادو کردنفرین به سفر، که هر چه کرد او کرد

برچسب: نفرین به سفر که هرچه کرد او کرد,نفرین به سفر,نفرین به سفر که هر, نویسنده: یلدا صمیمی تاريخ: يکشنبه 14 آذر 1395 ساعت: 19:35


حالا که برا ی تو میسر گشته 
بگذر دگر از حال من سرگشته 

تو منظره قشنگ ساحل اما.... 
هر موج که سمتت آمده برگشته

برچسب: سر گشته,سر گشته در جدول,سر گشته شدن, نویسنده: یلدا صمیمی تاريخ: يکشنبه 14 آذر 1395 ساعت: 19:35

خاموش شد چشم تر فانوسها در من سرزد شب انبوهی از کابوسها در من من رود پر آشوب، تو دریای آرامش فانوسها در توست، اقیانوسها در من  من سر به سر کفرم، چه میخواهد دل از جانمجاریست بیشک خون دقیانوسها در من من مریمام وقتی بپیچد موج لبخندتمثل صدای روشن ناقوسها در من خاکسترم زاییده بکر جهنم هاست باید به پا خیزد شبی ققنوسها در من ای باد زخمی! از تن من آنچنان بگذر تا جان بگیرد ریشه افسوسها در من شاعر:مریم مایلی زرین

برچسب: فانوس های کاغذی,فانوس های قدیمی,فانوسهای ده میدانند بیهوده روشنند, نویسنده: یلدا صمیمی تاريخ: يکشنبه 14 آذر 1395 ساعت: 19:35

شیدا تر از این شدن چگونه؟رسوا تر از این شدن چگونه؟  بیهوده به چشم سرمه داریزیبا تر از این شدن چگونه؟     من پلک به دیدن تو بستمبینا تر از این شدن چگونه؟ پنهان شده در تمام ذراتپیدا تر از این شدن چگونه؟    ای با همه، مثل سایه همراهتنها تر از این شدن چگونه؟ عاشق شدم و کسی نفهمیدرسوا تر از این شدن چگونه؟

برچسب: لاغری چگونه؟,جذابیت چگونه؟,سایت چگونه؟, نویسنده: یلدا صمیمی تاريخ: يکشنبه 14 آذر 1395 ساعت: 19:35

راستی 

چشم های تو سیاه تر است 

یا روزگار من؟


برچسب: سیاه ترین بچه دنیا,سیاه ترین زن دنیا,سیاه ترین نوزاد, نویسنده: یلدا صمیمی تاريخ: يکشنبه 14 آذر 1395 ساعت: 19:35

آب حیات منست خاک سر کوی دوستگر دو جهان خرمیست ما و غم روی دوستولوله در شهر نیست جز شکن زلف یارفتنه در آفاق نیست جز خم ابروی دوستداروی مشتاق چیست زهر ز دست نگارمرهم عشاق چیست زخم ز بازوی دوستدوست به هندوی خود گر بپذیرد مراگوش من و تا به حشر حلقه هندوی دوستگر متفرق شود خاک من اندر جهانباد نیارد ربود گرد من از کوی دوستگر شب هجران مرا تاختن آرد اجلروز قیامت زنم خیمه به پهلوی دوستهر غزلم نامه ایست صورت حالی در اونامه نوشتن چه سود چون نرسد سوی دوستلاف مزن سعدیا شعر تو خود سحرگیرسحر نخواهد خرید غمزه جادوی دوست            

برچسب: نامه نوشتن چه سود,شعر نامه نوشتن چه سود, نویسنده: یلدا صمیمی تاريخ: يکشنبه 14 آذر 1395 ساعت: 19:35

نگاهمدر آینه فرو می ریزدجزیره ایبه زیر آب می روددر ساحل آینه،دستانی کورمالعطر تو را می جویندو پرندگانبودن جزیره رافراموش می کنند. "کیکاووس یاکیده"

برچسب: نگاهم کن,نگاهم,نگاهم به دوردست هاست, نویسنده: یلدا صمیمی تاريخ: يکشنبه 14 آذر 1395 ساعت: 19:35

ای که برداشتی از شانهی موری باریبهتر آن بود که دست از سر من برداری ظاهر آراستهام در هوس وصل، ولیمن پریشانترم از آنم که تو میپنداری هرچه میخواهمت از یاد برم ممکن نیستمن تو را دوست نمیدارم اگر بگذاری موجم و جرأت پیش آمدنم نیست، مگربه دل سنگ تو از من نرسد آزاری بیسبب نیست که پنهان شدهای پشت غبارتو هم ای آینه از دیدن من بیزاری؟! "فاضل نظری"

برچسب: به دل سنگ تو از من نرسد آزاری, نویسنده: یلدا صمیمی تاريخ: يکشنبه 14 آذر 1395 ساعت: 19:35

دیدار یار غایب دانی چه ذوق داردابری که در بیابان بر تشنه ای بباردای بوی آشنایی دانستم از کجاییپیغام وصل جانان پیوند روح داردسودای عشق پختن عقلم نمی پسنددفرمان عقل بردن عشقم نمی گذاردباشد که خود به رحمت یاد آورند ما راور نه کدام قاصد پیغام ما گذاردهم عارفان عاشق دانند حال مسکینگر عارفی بنالد یا عاشقی بزاردزهرم چو نوشدارو از دست یار شیرینبر دل خوشست نوشم بی او نمی گواردپایی که برنیارد روزی به سنگ عشقیگوییم جان ندارد یا دل نمی سپاردمشغول عشق جانان گر عاشقیست صادقدر روز تیرباران باید که سر نخاردبی حاصلست یارا اوقات زندگانیالا دمی که یاری با همدمی برآرددانی چرا نشیند سعدی به کنج خلوتکز دست خوبرویان بیرون شدن نیارد

برچسب: ابری که در بیابان بر تشنه ای ببارد, نویسنده: یلدا صمیمی تاريخ: يکشنبه 14 آذر 1395 ساعت: 19:34

این همه جلوه و در پرده نهانی گل منوین همه پرده و از جلوه عیانی گل منآن تجلی که به عشق است و جلالست و جمالوآن ندانیم که خود چیست تو آنی گل مناز صلای ازلی تا به سکوت ابدییک دهن وصف تو هردل به زبانی گل مناشک من نامه نویس است و بجز قاصد راهنیست در کوی توام نام رسانی گل منگاه به مهر عروسان بهاری مه منگاه قهر عبوسان خزانی گل منهمه همهمه ی گله و همپای سکوتهمدم زمرمه ینای شبانی گل مندم خورشید و نم ابری و با قوس قزحشهسواری و به رنگینه کمانی گل منگه همان آشتی و گه همه جنگی شه منگه به خونم خط گه خط امانی گل منسر سوداگریت با سر سودایی ماستوه که سرمایه هر سود و زیانی گل منطرح و تصویر مکانی و به رنگ آمیزیطرفه پیچیده به طومار زمانی گل منشهریار این همه کوشد به بیانی تو ولیچه به از عمق سکوت تو بیانی گل من

برچسب: گل من,گل من در دورهمی,گل من آریان, نویسنده: یلدا صمیمی تاريخ: يکشنبه 14 آذر 1395 ساعت: 19:34

حاصلی از هنر عشق تو جز حرمان نیست آه از این درد که جز مرگ منش درمان نیست این همه رنج کشیدیم و نمی دانستیم که بلاهای وصال تو کم از هجران نیست آنچنان سوخته این خاک بلاکش که دگر انتظار مددی از کرم باران نیست به وفای تو طمع بستم و عمر از کف رفت آن خطا را به حقیقت کم از این تاوان نیست این چه تیغ است که در هر رگ من زخمی ازوست گر بگویم که تو در خون منی بهتان نیست رنج دیرینه ی انسان به مداوا نرسید علّت آن است که بیمار و طبیب انسان نیست صبر بر داغ دل سوخته باید چون شمع لایق صحبت بزم تو شدن آسان نیست تب و تاب غم عشقت دل دریا طلبد هر تنک حوصله را طاقت این طوفان نیست ” سایه ” صد عمر در این قصه به سر رفت و هنوز ماجرای من و معشوق مرا پایان نیست هوشنگ ابتهاج 

برچسب: آه از این درد که جز مرگ منش درمان نیست, نویسنده: یلدا صمیمی تاريخ: يکشنبه 14 آذر 1395 ساعت: 19:34

صفحه بندی